هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

7

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

تازه به شرحى كه گذشت بكنند . مساكن عالى و درجه يك محل از استخوان‌بندى و سقف چوبى با خشت خام و كاه‌گل ساخته شده است ، و كلبه‌هاى معمولى ده از چپرها و شاخه‌هاى گز بهم بافته درست شده كه اغلب روى آنها را نيز با گل مىپوشانند ولى در هرحال سقف كلبه‌ها پوشالى و مخروطى شكل و به وضع نامناسبى ساخته شده است . باز در بخش دوم اين كتاب از اوضاع و جريان عمومى بازرگانى و درآمد و محصولات ناحيه Lus لس كه سون‌منى تنها بندر دريائى آنست صحبت مىكنم و لذا فعلا بشرح دنباله مسافرت جارى مىپردازم . 19 ژانويه - پس از صرف صبحانه ، افغانها يك تاجر قندهارى را نزد ما آوردند تا با اعتراض دوستانه ما را از مسافرت از طريق مستقيم و اقصر فاصله بين بلا و كلات منصرف كند و بما توصيه نمايد از راهى برويم كه او از ان راه به سند آمده بود . تاجر قندهارى بحثى مفصل پيش كشيد و دلايل بيشمارى از سختى و صعوبت مسافرت مستقيم از بلا بكلات عرضه نمود و بخصوص متذكر شد كه در اين مسير اقوام خطرناك بلوچ بزنجا ( Bezunja ) زندگى ميكنند . او مىگفت اين اقوام به شاه و خان و خدا و پيغمبر اعتقادى ندارند و از كسى اطاعت نمىكنند ، هركس بدستشان رسد مىكشند و هرچيز بيابند غارت مىكنند . تا سرحد امكان از قبول نصايح تاجر قندهارى سرباز زده حرف او را نپذيرفتيم و گفتيم از جانب سوندرجى ماموريم كه در نهايت سرعت و از كوتاه‌ترين راه به بلا و كلات برسيم و بهمين‌جهت بايد اين مخاطره را بپذيريم . تاجر قندهارى وقتى اصرار و ابرام ما را دريافت و دانست از قصد خويش منصرف و منحرف نخواهيم شد آرزو كرد تا از اين تهور و بىباكى گرفتار دردسر و رنج نشويم . باروبنه ما صبح روز نوزدهم از پيش به مقصد ليارى Lyaree شهر دوم اين ناحيه فرستاده شده بود . ما نيز در ساعت 2 بعد از ظهر حركت كرده تا ساعت 2 / 1 4 در حدود 8 ميل در نمكزار پيش رفته بوديم . منظره يكنواخت مسير ، گاهى با قطعاتى از پوشش گياهى گز يا بهتر بگويم جنگلهاى كوچك تغيير مىيافت ولى قسمت عمده اين ناحيه از پوششى